تبلیغات
. - مطالب شهید علی پرورش
.
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
وصیت شهدا
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
ارسال شده در پنجشنبه 22 تیر 1396 ساعت 10:23 ق.ظ توسط کرار

موضوع : شهید علی پرورش , 

بسمه تعالی
همرزم شهید:
یادش بخیر...
توی دوره(دوره صابرین،دوره ی فوق تخصصی نیروهای ویژه ی سپاه)،وقتی مدت زمان اموزش تمام می شد و در اختیار خودمون بودیم،هرکسی از بی حالی یه گوشه ای می افتاد.اما علی آقا یا در حال دویدن و تمرین کردن بود،یا قرآن می خوند و ...
شبا هم کلا سه چهار ساعت می خوابید.
همیشه به خودم میگم،علی واقعا عاشق بود، چون واقعا باید عاشق باشی که مثل علی به در و دیوار قفس بزنی تا معشوق در رو به روت باز کنه.علی هم انقدر سختی کشید تا بالاخره به معشوقش رسید.


برچسب ها : تکاور ,  رنجر ,  سپاه ,  نیرو مخصوص ,  اطلاعات ,  شهید ,  علی پرورش , 
ارسال شده در پنجشنبه 9 بهمن 1393 ساعت 06:00 ب.ظ توسط گروه کمال

موضوع : شهید علی پرورش , 

با نام خدا
 با سلام
پخش برنامه ستارگان عشق ویژه شهید علی پرورش

تهیه شده توسط شبکه خبر




[http://www.aparat.com/v/ud5bV]



ارسال شده در چهارشنبه 22 آذر 1391 ساعت 03:17 ق.ظ توسط خادمة الشهدا (شهیده)

موضوع : شهید علی پرورش , 

بسم رب النور

عرض سلام و ادب داریم خدمت خوانندگان محترم وبلاگ

مقدمه :

مطالبی رو امروز، در آستانه انتشار قسمت اول مطلب (وحدت به قیمت خون)خدمتتون عرض میکنیم که تامل بر روی این مطالب از نشانه های خردمندی است ...

در آموزه های دینی مان روایتی داریم از امیر المومنین امام علی (علیه السلام) که فرمودند :  «الفُرصَه تمُّر مرِّ السَحاب فانتَهِزوا فُرَصَ الخَیّر» (نهج‌البلاغه فیض، ص 1086)

یعنی :فرصت مانند ابر از افق زندگی می‌گذرد، مواقعی كه فرصت‌های خیری پیش می‌آید غنیمت بشمارید و از آن‌ها استفاده كنید.

این فرمایش امام علی (علیه السلام) بسیار عجیب و زیباست.

بسیاری از ما فرصتهای طلایی ای در زندگیمان داشتیم که به راحتی از دست دادیم ... و سالها افسوس این بی خردی خود را خوردیم.

اما ضرب المثلی هست که بیان میکند هرجا جلوی ضرر را بگیری منفعت است !

به زبان دیگر هر وقت از گناه یا غفلتی پشیمان شدیم و  امورمان را اصلاح کردیم پیروز میشویم ... !

شهید علی پرورش نیز در زندگی خود یک جایی غفلت کردند و چند سال حسرت خوردند . بطوری که در آن سالها علی آقا ، جان در بدن داشت ولی از روح خبری نبود ... !

به طوری که می گویند دو سال آخر زندگیشان آرامش درونی نداشتند...


بس در طلبت کوشش بی فایده کردیم ××××××‌ چون طفل دوان در پی گنجشک پریده

سعدی شیرازی (غزل 494)


میدانید آن اشتباه چه بود؟ . . .

در سال 88 شهید پرورش نیز همچون دیگر دوستان خود در معاونت اطلاعات یعنی شهید شفیع پور ، شهید زلفی و ... جهت بررسی و کمک به برقراری آرامش و اتحاد در زاهدان به این استان سفر کردند و بصورت تمام وقت جسم وجان و زندگی خودشون رو وقف این هدف بزرگ نمودند .


از چپ به راست: شهید شفیع پور ، شهید عربی ، شهید زلفی

در همان ایام نیز حزب کثیف پ.ک.ک و  گروهک تا ابد رذل پژاک تحرکاتی رو در منطقه غرب انجام دادند .

بنا به تدبیر لازم بود شخصی کار آزموده و آشنا به منطقه ، سفری به غرب داشته باشد و توان رزمی و عملیاتی پژاک را بررسی نماید.

بله عزیزان ... قرعه این فال به نام شهید پرورش درآمد.


----------------------------

همینجا نکته ای رو به نقل از یکی از علما عرض میکنم که توجه به آن ضروری هست :

توفیق و سلب آن دو بعد دارد و هر بعد نیز دو بعد :

یک بعد زمانی . دو بعد مکانی

بعد زمانی یعنی : در انجام عمل خوب توفیقی برای انسان ایجاد میشود یا در انجام آن عمل خوب ، سلب توفیق مانع انجام آن عمل خوب میشود که این یا به خواست پروردگار است یا به دلیل گناه .

و بعد مکانی که ارتباط با خداوند دارد یعنی توفیق انجام عمل خوبی از انسان به خواست خدا گرفته میشود و زمان دیگری به انسان داده میشود. و این مشیت خداوند است.

---------------------------------------------

در نتیجه آن تصمیم ، شهید علی پروش به منطقه غرب کشور سفر کردند و البته موقع خدا حافظی به شهیدان شفیع پور و زلفی گفتند که من زود میام ...



اما ... آه ...

تاریخ صبح روز یکشنبه 26 مهر 1388 حسرتی را به دل علی پرورش گذاشت که تا لحظه شهادت بر دلش بود در نتیجه این شهید در دو سال آخر بشدت از درون محزون بود و در تمامی عکسها مشاهده میشود لبخندش غمناک هست . «چون طفل دوان در پی گنجشک پریده ...»


===================================

یاد پدر خانم شهید موسوی افتادم که میگفتند وقتی که خبر شهادت شهید موسوی را دادند محکم بر سر خودشون میزدند و میگفتند این بچه دو روزه نیومده سپاه شهید شد و من که 30 سال بیشتر از اون توی موقعیتهای خطرناک و مسئولیتهای فوق العاده سخت بودم زنده ام ... «چون طفل دوان در پی گنجشک پریده ...»

=========================


و اما سالهای آخر شهید پرورش :

همسر شهید پرورش تعریف میکنند : هر وقت می خواستیم به خرم آباد برویم از قم ، اراک و بروجرد رد می شدیم اما تعطیلات عید 90 که می خواستیم به خرم آباد برویم ، نرسیده به اراک برتابلویی نوشته بود ازنا ! و علی آقا راه رو به آن طرف کج کردند و از اونجا رفتیم .

بهشون گفتم : چرا از این طرف میری ، گفتند راهش کوتاهتره و دست اندازهاش هم کمتر .

بعد از لحظه ای ادامه دادند و گفتند : سال 65 که بسیجی بودم و چهارده-پانزده سالم بود ، دو تا دوست صمیمی داشتم که با هم مثل داداش بودیم ...

این دوتا رفیق در فاصله 10 یا 11 روز شهید شدند .

یکی از اونها که بزرگتر بود و پسری داشت ولی دیگری مجرد بود. آدرس مزارشون رو گرفتم بریم یه سری بزنیم.


«برادر ع.م که این عکس را از شهید پرورش یک ماه قبل شهادتش گرفته بود به ایشون میگه : علی وایسا اگر شهید بشی عکس ازت کم داریما ...

وشهید پروش ایستاد تا ازش عکس بگیرن ... »

شهید پرورش که از سال 65 تا حالا خبر نداشت مزارشون کجا بود ، سر یک خیابون اصلی پیچید داخل جاده خاکی

خیلی از جاده اصلی دور شدیم . روستا متروکه شده بود . همه رفته بودن شهر . مزار شهدا رو پیدا کرد . سنگ مزار شهدا شکسته و داغون شده بود اما هنوز اسم شهدا مشخص بود . نشست سر مزار دوستاش و بسیار گریه کرد . «چون طفل دوان در پی گنجشک پریده ...»

تعطیلات تابستون 90 هم که سفر آخرش در این دنیا بود ، وقتی خواستیم به خرم آباد بریم دوباره سر مزار دوستاش رفت و نحوه شهادتشون رو برای ما تعریف کرد .

نزدیک روستا چند خانواده ای که ازشون مونده بود کنار خیابون اصلی خونه ساخته بودن . علی آقا گفتند برم از مغازه دار آدرس خانواده همون شهیدی که پسر داشت رو بپرسم و ببینم پسرش کاری داره براش انجام بدم.

 فروشنده گفت خانواده اش رفتن تهران ، اون موقع پسرش یه ساله بود و الان 25 سال از اون موقع میگذره ، الان احتمالا پسرش 26 سالشه .

متأسفانه خانواده اش رو پیدا نکردیم ...

این نکته از فرمایشات همسر صبور شهید پرورش جالب هست که این شهید آنقدر به شهدا عشق و علاقه داشت که اهمیت پیگیری پیدا کردن مزار رفیقش و کمک به خانواده برادرش رو 25 سال از خاطر نبرده بود !



==========================================

نکته ها ...

حال هوای بچه های صابرین امروزه همینگونه هست .«چون طفل دوان در پی گنجشک پریده ...»

خدایا ما از قافله این شهدا مبادا عقب بمونیم ...

«چون طفل دوان در پی گنجشک پریده ...»


برای شادی روح این شهید عزیز صلوات


تهیه و تنظیم : خادم الشهدا (شهیده)

 

ارسال شده در جمعه 6 مرداد 1391 ساعت 03:37 ق.ظ توسط گروه کمال

موضوع : شهید علی پرورش , 

بانام خدا

اولین سالگرد شهادت سرهنگ پاسدار شهید علی پرورش را خدمت امام زمان (عج) ، مقام معظم رهبری ، امت شهید پرور و خانواده بزرگوار این شهید والا مقام تبریک و تسلیت عرض میکنیم 

 

شهید علی پرورش در سحرگاه 3/5/90 زمانی که درحال اقامه نماز شب بود متوجه تحرکاتی در محدوده پایگاه 20 نفره سپاه در شمالغرب شدند و بعد از بررسی متوجه شد که 70 نفر از نیروهای پژاک قصد تصرف پایگاه را دارند در نتیجه ضمن بیدار نمودن یکی از دوستانشان در دفاعی جانانه و دو نفری تعداد زیادی از نیروهای پژاک را کشته و زخمی کردند و موجب زنده ماندن 20 نفر از یاران خود شدند  

و در نهایت هنگام عقب نشینی نیروهای پژاک به ضرب گلوله قناسه نیروی تأمین پژاک به درجه رفیع شهادت نائل شد .  

 

 

شادی روح این شهید عزیز و گرانمایه صلوات  

گروه فرهنگی نازعات

______________________________________________________

ارسال شده در پنجشنبه 5 مرداد 1391 ساعت 01:52 ق.ظ توسط گروه کمال

موضوع : شهید علی پرورش , 

بانام خدا

به یاری امام زمان (عج) ، به مناسبت اولین سالگرد شهادت سرهنگ پاسدار شهید علی پرورش کلیپی توسط گروه فرهنگی نازعات آماده شده که توجه شما رو به مشاهده این کلیپ زیبا دعوت میکنیم . اما قبلش شادی روح شهدای عزت و امنیت صلوات بفرستید

اکنون میتوانید این فیلم را با کیفیت بالاتر مشاهده کنید

[http://www.aparat.com/v/894f27cf9c67fb5137ce72c0ec5cf1c9265510]