تبلیغات
. - یوسف فدایی رهبر قسمت 2

یوسف فدایی رهبر قسمت 2

بانام خدا

با عرض سلام خدمت خوانندگان محترم سایت شهدای صابرین

     شهدا در جهاد نفس که مقدم تر بر جهاد اکبر است پیروز میدان معامله با خدا بودند ، آنها با توکل به ذات مقدس الهی ، توسل به اهل بیت (ع) و تلاش و کوشش به مقام عبودیت خدا رسیدند . مقام عبودیت ؛ و ما نویسندگان این مطالب چه می فهمیم از آن مقام؟
معامله با خدا تنها معامله ای در دنیاست که برنده اصلیش انسان است و خدا هم چنین میخواهد...!
از شهدا استدعا داریم واسطه ای بشوند بین ما و خدا ؛ شاید ما هم مثل شهدا رستگار شدیم.

در روزهای ابتدایی ماه مبارک رمضان قسمت دوم زندگی نامه شهید یوسف فدایی نژاد را برای شما همراهان عزیز بیان می کنیم و ان شاءالله خود ما نیز ادامه دهنده راهشان باشیم.


دعای خیر پدر و مادر ...

       توی این دوره زمونه که پدرها و مادر ها کم اهمیت شدن باید گفت : آقا یوسف چه در زمان حیات جسمانی و چه در رسیدن به آرزوی خودش یعنی شهادت ؛ همه این پیشرفت ها و درجات رو مدیون زحمات و دعاهای پدر و مادرشون بودند .
پدر و مادر شهید همواره و مصمم تلاش می کردند محیط خوبی رو برای آقا یوسف و بقیه ی بچه هاشون فراهم کنن و البته نتیجه زحماتشون رو هم گرفتن .
     مادرشهید خیلی زحمت کشیدند و از همون دوران بچگی سعی می کردند قرآن خوندن رو به همه بچه ها یاد بدن ولی شهید فدائی نژاد از همان دورانی کودکی خیلی پیگیرتر بود ...
     شهید فدائی نژاد وقتی از ماموریت برمی گشتن خونه از جلو در به پدرشون میگفتن سلام پدر شهید. شهید خیلی به دست بوسی پدر و مادر میرفت. مادر و پدر از این کار ناراحت میشدن. بهش میگفتن تو یه قاری قرآن هستی. میگفت: همون قرآن بهم دستور داده که به شما احترام بگذارم. بعد از هر عملیاتی زنگ کوتاهی به خانواده میزد.

       شهید یوسف فدائی نژاد تو یکی از عملیات ها شرکت نکرده بود به خاطر روز مادر که اومده بود خونه وقتی بعد از اون عملیات خبر شهادت دوستاشو بهش رسوندن خیلی ناراحت شد و می گفت که دیگه موقعیت شهادت برام پیش نمیاد. اما دعای خیر پدر و مادر او رو به قافله شهادت رسوند.



     همینجا باید مطلبی رو در مورد کسانی که دوست دارن وارد یگان صابرین بشن عرض می کنیم : همین شهید فدایی نژاد یکی از بهترین الگوهاست ؛ دعای خیر مادر و پدر بود که یوسف رو به اینجا رسوند و کسی که اسرار برای پاسدار شدن یا ورود به صابرین داره باید تلاش کنه به هر نحوی هست دل مادر و پدرش رو بدست بیاره تا دعای خیر ایشون باعث باز شدن درهای بسته براش بشه...


حلال و حرام !
 
    خاطره ای رو برادر شهید تعریف می کنند در مورد توجه شدید آقا یوسف به حلال و حرام:
کم سن که بودیم همیشه باهم اینور اونور میرفتیم ، حتی یکبار هم یادم نمیاد که از مسیری بریم و آقا یوسف از درخت های خونه ی همسایه ها که میوه هاشون به سمت حاشیه کوچه و خیابون متمایل شده باشه ؛ حتی یک دونه انگور یا یه دونه پرتقال هم چیده باشه.
    بعضی وقتها من دنبال بچه های کوچه میدویدم و می گفتم : آخ جون بریم میوه بخوریم ولی ایشون جلومونو می گرفت و بهم می گفت: وایسا عزیز ، داداش جون نگاه کن ! اینا مال مردمه ... تو میدونی این آقا راضی هست یا نه؟ . . .
خیلی هم مودبانه و مثل یک مرد باهام صحبت میکرد با این که سن کمی داشت.
می گفت کار خوبی نیست حرامه، حرام میدونی یعنی چی؟ یعنی اون آقا راضی نیست و خدا هم به همین دلیل راضی نیست!
این اخلاق یوسف هم البته حاصل زحماتی بود که پدر و مادر برای ایشون کشیده بودن.


تقرّب به مقام عبودیت ...

    برخی خصلت ها رو شهید فدائی نژاد برای قرب الی الله توی زندگیشون عملی کردن که بیان آن برای ما درس آموز هست .
اول اینکه آقا یوسف با این که به سن بلوغ نرسیده بود همواره تلاش می کرد غسل جمعه اش ترک نشود، با این که امکاناتی مثل آبگرمکن نداشتیم ، غسل جمعه رو حتماً انجام میداد و تلاش می کرد بر اساس روایت معصوم (کسی که 40 جمعه غسل جمعه را انجام دهد ، بعد از مرگ بدنش پوسیده نمی شود) عمل کند.

دوماً ایشون همیشه دائم الوضو بودن و حتی از جهت احتیاط قبل از هر کاری وضوی مجدد می گرفتند.

سوم اینکه قبل از سفر و زیارت همیشه غسل می کرد و در کنار هر غسلی ، غسل شهادت رو هم انجام میدادند.

چهارماً شهید بعد از نماز صبح همیشه زیارت عاشورا و سوره یاسین رو میخوند.


پنجم این نکته که همیشه دائما صلوات میفرستاد . و وقتی تنها بود به سجده میرفت و با تسبیح هزار دونه صلوات میفرستاد. حتی توی هوای گرم و پر دم شمال با عبا تا خود صبح صلوات میفرستاد. همیشه سعی داشت با نفسش مجادله کنه. تو همه جای زندگیش اکثرا نوشته صلوات. صلوات رو سر لوحه همه کاراش قرار داده بود.

ششم اینکه بر اساس زندگی پیامبر عمل می کرد و همیشه صورتش با تبسم یا لبخند همراه بود.

    شهید همیشه از مادرش درخواست دعای ویژه داشت و می گفت : مادر برام دو تا دعا بکن : یکی این که چشمهام پاک باشه و آقا امام زمان (عج) رو ببینم و دوم هم اینکه شهادت رو خدا نصیبم کنه ...

     نتیجه متخلق شدن به خلق احسن و الهی هم این بود که خدا یوسف خودش رو بار دیگر برای ماموریت مهمی انتخاب کرد ! برادر شهید (جواد آقا) از بدو ورود آقا یوسف به یگان صابرین خیلی تلاش کرد تا برای اینکه آقا یوسف از مادر و پدر دور نباشه به سپاه گیلان بیاد ولی هر چه کرد نشد !


     در همین موضوع اتفاق عجیب دیگر هم این بود که دو نفر دیگه انتقالیشون جور شد ولی انتقالی شهید فدایی نژاد مدام به مشکل می خورد ؛ شهید فدایی هم به برادرشون گفتند : حتما خیری هست توی موندنم ! من چه میدونم حکمت خدا چیه؟ با این حال حتی اگه جور بشه بیام گیلان هم نمیام!
انگار بهشون الهام شده بود که آخر این راه رسیدن به آرزویش یعنی شهادت است!!!

     آقا یوسف به تحصیل درس حوزه علمیه هم علاقه بسیاری داشت و اینگونه شد که دیگه یک پاش تهران بود و یکپاش قم ، ایشون بصورت پاره وقت به حوزه می رفت و درس حوزه میخوند و اکثراً پنج شنبه و جمعه ها قم بود.


اُنس با امام زاده ابراهیم (ع)

    پدر شهید می فرمودند: یوسف شبها تا صبح
میرفت امامزاده ابراهیم (ع) سراوان درد و دل می کرد.
 ذکر می گفت.

با اونجا انسی پیدا کرده بود ...

    مادر شهید هم می فرمودند: چند باری که با هم رفتیم امام زاده ابراهیم (ع) تو قطعه گلزار شهدا که وارد میشدیم یوسف بهم میگفت: مادر من با این شهدا دوست شدم. اینها دوستان من هستن.
لطفاً من رو هم اینجا خاکسپاری کنید!
حتی جای مزارش رو هم بهم نشون داده بود  !!!
    برادر شهید هم میگفت: وقتی با هم میرفتیم مزار شهدای امام زاده دستش رو میذاشت روی سینش و زیارت رو که میخوند ، با اون یکی دستش جایی رو بهم نشون میداد ! جای خودش رو !  و به اون سمت سلام می داد !



روحیه بالا
... یوسف زهرا (س)

 
      یه خاطره جالب از شهید اینکه شهید فدایی توی پیاده روی ها بیسیم رو می گرفت و وقتی که نیازی به ارتباطات رادیویی نبود دستشو روی شاسی نگه میداشت و می گفت: ...آقا خط دیگه اشغاله و خطو به کسی نمیدم ! و شروع میکرد به مداحی ...
البته بچه ها هم همراهی میکردن و اکثرا می گفتن یوسف مثل بمب روحیه بود بین ما  . همکارای شهید میگفتن : یوسف بعضی مواقع روزی یک ساعت برای ما روضه حضرت زهرا (س) میخوند و همین شد که بچه ها این اواخر به شهید فدائی نژاد می گفتن یوسف زهرا!


و چه اسم با مسمایی بود !
 
هم با مسما هم مرتبط !


چندین نفر از همکاران شهید فدائی نژاد هم این مطلب عجیب رو مطرح کردند ! اونا گفتند :

    یه شب قبل شهادت یوسف ما توی آسایشگاه نشسته بودیم . شهید خواب بود ، از خواب بیدار شد و گفت : بچه ها فردا توی سنگر یک گلوله میاد که فقط با من کار داره!
ما خندیدیم و اگه دوروغ نگیم یکم شهیدو مسخره کردیم!
اما شهید خیلی جدّی گفت : فردا یک خمپاره میاد تو سنگر و بین شما فقط من شهید میشم!
   ما با حالتی ناباورانه یکم سربه سرش گذاشتم و گفتیم : باز تو هوایی شدی؟ ولی شهید باز جدی و محکم گفت : کسی اگه دوست داره از این دنیا بره فردا کنار من بشینه ...!


    روز فرداش همه چیز عادی بود ! ما تیر میزدیم ! پژاک تیر میزد ! همه چیز مثل همیشه بود که صدای خمپاره ای که از صبح بصورت نامنظم میزد به نزدیکی یکی از سنگرا خورد ....
ناگهان یکی داد زد !
امدادگر ! امدادگر ! برانکارد ! برانکارد بیارید !
...
تاگفتن یوسف شهید شده ! نشستیم رو زمین و ناباورانه به سرمون زدیم! راست گفته بود! وااااای خدایا! ....
....

وقتی شهید فدائی نژاد شهید شد بچه ها دیدن بدنش از ناحیه چپ بشدت آسیب دیده .

 سر و    صورتو     گردنو      بازو   ...     یازهرا (سلام الله علیها)
 
آقا یوسف بعد از برخورد ترکش های خمپاره کنار سنگر افتاد و ازش بشدت داشت خون می رفت .
ایشون رو  روی برانکارد گذاشتن و
تو همون حال در نفس آخر  3 بار گفت یازهرا یازهرا یازهرا .. _______


واین بود که اسم پر مسمای یوسف زهرا (س) زیبنده یوسف فدائی نژاد شد.
یوسفی که فدایی رهبرش بود.

و البته این حق آقا یوسف بود...

=====================

شادی روح همه شهدا صلوات


تهیه و تنظیم: گروه کمال

 
نظرات مطلب
  1. سلام همسنگر .
    خیلی ممنون از رساندن صدای شهدا به گوش مردم.خداوند ان شالله که شهید بشی .
    با اجازتون میخام این شهید بزرگ رو منم معرفی کنم اگه مشکلی هست بفرمایید.
    التماس دعای شهادت

  2. کمیل

    داداش یوسف دوازدهمین پست رو من گذاشتم تا تنها نمونی یادت باشه هر وقت میام یه سری بهت میزنم خیلی محتاج دعاتم کمکم کن .
    دعا کن که اقامون زودتر بیاد ، دعایت صد در صد رد خور نداره داداش دعا کن.
    اللهم عجل لولیک الفرج
    یا زهرا سلام الله علیها

  3. فرزاذ

    بدون شک هدف همه ما شهادت در راه خدا و امام زمان(عج) و نایب بر حقش امام خامنه ای (مدظله العالی) است. امیدوارم شهادت نصیب همه ما بشود و رهرو راه شهدا باشیم. وبلاگتون نسبت به اول خیلی خیلی بهتر شده. و بسیار عالی است.امید وارم من هم بتونم یه روز در کنار شما با دشمنان کشورم بجنگم . ان شاء الله.

  4. فرزاذ

    بدون شک هدف همه ما شهادت در راه خدا و امام زمان(عج) و نایب بر حقش امام خامنه ای (مدظله العالی) است. امیدوارم شهادت نصیب همه ما بشود و رهرو راه شهدا باشیم. وبلاگتون نسبت به اول خیلی خیلی بهتر شده. و بسیار عالی است.امید وارم من هم بتونم یه روز در کنار شما با دشمنان کشورم بجنگم . ان شاء الله.

  5. چهارده صابرین

    سلام خیلی عالی بو دمیشه وصیت شهید رضای یباردیگه بزارید خیلی عالیه چیزای پنداموز زیادی داره

    • شهید حسین رضایی وصیت نامه ندارند.
      اگه چیزی شما پیدا کردید به ما و همسرشون هم بدیدکه دربه در به دنبال وصیت نامه ای از ایشان هستن!

  6. حسینی

    خیلی تاثیر كذار بود,امیدوارم رهروشون باشیم.

  7. رها شده

    سلام ...
    برادرم امیدوارم لایق خواهری رو داشته باشم اما امشب ازت میخوام از آقا امام رضا بخوای ظهور آقاامام زمان رو نزدیک کنه و ما عاقبت بخیر بشیم چون دیگه تحمل خفقان در این دنیا رو نداریم -خیلی سخت شده زندگی دراین دنیایی ک مومنا مسخره میشن -دعام میکنی؟
    قول میدی داداش؟ تو ک جزو خوبایی ی نگاهی محض رضای خدا ب ما داشته باش-من اتفاقب اومدم تواین سایت و اسمتو دیدم -انصافا لقب قشنگی داری*یوسف زهرا *

    سلام ماروبرسون اما خواهشا این سلاممون بی جواب نمونه - ی خونواده شهیدی هست ک تنهاس -میدونی کی رو میگم-کمکشون کن

    یاعلی

  8. الفاتح

    سلام علیکم
    هجرت مقدمه جهاد است که نه از خانه و کاشانه، که از خانۀ نَفس و تعلّقات! شهید بزرگوارمان آوینی

    امام علی (ع) فرمودند: اگر گناهان همدیگر را بفهمید، اگر خداوند گناه تو را به رفیقت کشف کند که چه کردید، گناهان رفیقت را شما بفهمید. آن وقت آنطور نسبت به یکدیگر نفرت می کنید که اگر بمیرید همدیگر را دفن نمی کنید.

    باطن انسان این جور است. بعد حضرت می فرماید: الهی بر من نیکی کردی، انعام کردی، منت گذاشتی که گناهان ما را بر دیگران روشن نکردی. خدایا در روز قیامت هم مرا رسوا نکن، بر سر شاهد ها رسوا نکن. چی هست بر سر شاهد ها، معلوم است که روز قیامت شاهدها می آیند انسان را در یک جایی بالاتر از همه قرار می دهند. همه نگاه می کنند و شاهدها شهادت می دهند به اینکه او این گناه را کرده است.

    اربعین این رویداد عاشورایی نه برای حوادث این روزهای منطقه و نه تنها برای یک دوره چند ساله است، این که گفته اند کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا و این یعنی ذخیره پایان ناپذیری که هرسال باشکوه تر برگزار می شود /ان شاءالله در مجالس اهل بیت(ع) ما را در دعایتان فراموش نکنید/ از حضور نورانی جنابعالی تشکر و قدردانی می کنم / محتاج دعای جمله خوبانم

  9. کمیل

    سلام داداش یوسف ، میدونم که مرا میبینی میخوام برام دعا کنی . خودتی میدونی برا چی میگم.

  10. سید مجتبی

    اون مداحی که یک ساعت میخاند و ده میلیون می گیرد درست دقیقه ای 167 هزار تومان می گیرد واقعاً چه می گوید آیا پیرو امام حسین (ع)است یا چند شعر بی محتوا که معلوم نیست معنی آن چیست می خواند.آن مداحی که در ماه مبارک رمضان چک ماه محرم را می گیرد
    سوال اول: آیا ماه محرم زنده خواهی بود که قبلا چک را می گیری . آیا از یک ساعت دیگر خود خبر داری که چه اتقاقی خواهد افتاد .
    سوال دوم : شما خواننده عزیز که این مطالب را می خوانید کدام شغل را سراغ دارید که 3 ماه زودتر چک یا وجه نقد بگیرد بعد مشغول آن کار یا خدمات شود .
    از همه اینها که بگذریم آیا امام حسین (ع) شهید شدند که شما دکان داری کنید و بگویید محرم ماه کاسبی ماست و عده ای دیگر هم بگویند..................(که اینجانب شرمم می اید آن سخنان را بنویسم ) .... گزیدهای از مطاب ..مداحی یا دکان داری در وبلاگ کانون مهدیه فین کاشان http://kanonmahdiefine.com/ یاعلی مدد


  11. .

    سلام
    خدا قوت
    ...
    داداش یوسف کمکم کن ...

  12. کمیل

    داداش یوسف برا منم دعا کن.

فرم ارسال نظر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

شهادت هنر مردان خداست.

درباره سایت
آخرین عناوین
امکانات سایت