تبلیغات
.

کلیپی از شهید محمد حسین میردوستی

بانام خدا


کلیپ دوم شهید میردوستی که در گروه کمال تهیه شده  است را تقدیم به شما علاقمندان به شهدا می نمائیم
التماس دعا



[http://www.aparat.com/v/2aUVM]


شادی روح شهدا صلوات


وصیت نامه ی شهید حسین جمالی

با نام خدا
وصیت نامه شهید والامقام برادر عزیزمان شهید حسین جمالی
پاک و منزهی ای خدا که جز تو خدایی نیست، به فریاد ما برس و ما را از آتش قهر و عذابت نجات ده.
خداوند جهاد را برای عزت اسلام قرار داد.
 

با عرض سلام خدمت رهبر عزیزم، سلام بر پدر و مادر عزیزم، سلام بر خواهر و برادرانم. سلام بر دوستان و آشنایان و سلام بر همکارانم و جهاد گران فی سبیل الله. سلام بر شهیدان راه حق، آنهایی که با خون خود باعث عزت و سربلندی اسلام شدند.
امام علی (ع) می فرمایند: نعمتی گواراتر از امنیت نیست. من خدای منان را شاکرم که به من عنایت کرد و من را به راه جهاد و پاسداری از اسلام راهنمایی کرد راهی که جز سربلندی نیست. راهی که فقط خداوند دستمزد آن را می دهد. روزی به این فکر بودم که چرا ما در سال ها و قرن های پیش به دنیا پا نگذاشته ایم و دائما این فکر بر من می گذرد که چرا ما آن روزی که به مادرمان زهرا(س) بی احترامی کردند داخل آن کوچه نبودیم. چرا ما آن روز درب نیمه سوخته را به پهلوی مادرمان زدند نبودیم، چرا ما نبودیم که به مولای مان امیرالمومنین (ع) کمک و او را یاری کنیم. چرا ما نبودیم که مولای مان امام حسن مجتبی(ع) را یاری کنیم، چرا ما روز عاشورا نبودیم که جانمان را فدای ارباب مان کنیم و چرا…..؟ ، زمانی که این فکرها را می کنم به خود می لرزم و تمام بدنم سرد می شود و بعد از گذشت مدتی به این نتیجه می رسم که اگر بودیم شاید خدای نکرده در جلوی امامان ایستاده بودیم، و حالا همه ما می گوییم: اللّهم عجل لولیک الفرج ...
 
 
ای امام عصر ما بیا ولی من به خودم می گویم که اگر مولای مان آمد و ما نیز همانند مردم کوفه در جلوی ارباب مان صف آرایی کردیم چه خواهد شد. من از خدای منان دائما می خواهم که به من شهادت را عطا کند، تا با این کار بگویم که ای آقا، ای امام ما، من و همرزمانم داخل آن کوچه نبودیم، ما پشت درب نیمه سوخته نبودیم، ما روز عاشورا نبودیم که جانمان را فدا کنیم در راه دفاع از دین و قرآن و حالا که هستیم با تمام وجودمان هستیم. من از خدای تبارک و تعالی خواسته، و دائما می خواهم که دست رد به سینه من و دوستانم نزند، من از خدا می خواهم که در زمان حال به من شهادت عنایت کند و از خداوند می خواهم زمانی که امام زمان ظهور کرد دوباره ما را زنده کند و از خاک بلند کند تا در رکاب امام زمان (عج) دوباره بجنگیم و به شهادت برسیم تا دیگر واقعه عاشورا اتفاق نیفتد خدایا به من و دوستانم و باقی ماندگان گروه1+10 شهادتی زیبا اعطا کند ...
ای کسانی که این نوشته را می خوانید یا می شنوید امام علی (ع) می فرمایند: نداشتن چشم بهتر از نداشتن بصیرت است. پیرو پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت مان آسیبی نرسد. ولی امر ما تنهاست. امام ما تنهاست من با فدای خون خود می گویم ای ولی ما ای امام ما، ای رهبرم، من با فدای خون خود نخواهم گذاشت هیچکس چه خودی و چه دشمن نگاه چپی به شما بیندازد. من از خانواده خود حلالیت می طلبم و از تمام کسانی که از من آزرده خاطر شده اند حلالیت می طلبم. و از پدر و مادرم می خواهم که بی تابی نکنید . هروقت خواستید برای من گریه کنید، به جای من کمترین بر مصیبت ارباب بی کفن مان حسین بن علی (ع) و بر مصیبت اهل بیت گریه کنید، بر مصیبتی که بر خانم زینب کبری(س) گذشت گریه کنید.

* ای خواهرانی که این نوشته را می خوانید از شما می خواهم که حجاب خود را حفظ کنید و چادر به سر کنید. *
حسین جمالی 22/4/94 ساعت 03:00

ملازمان حرم (شهید میردوستی)

بانام خدا


برای مشاهده فیلم این برنامه روی تصویر کلیک نمائید

یوسف فدایی رهبر قسمت 2

بانام خدا

با عرض سلام خدمت خوانندگان محترم سایت شهدای صابرین

     شهدا در جهاد نفس که مقدم تر بر جهاد اکبر است پیروز میدان معامله با خدا بودند ، آنها با توکل به ذات مقدس الهی ، توسل به اهل بیت (ع) و تلاش و کوشش به مقام عبودیت خدا رسیدند . مقام عبودیت ؛ و ما نویسندگان این مطالب چه می فهمیم از آن مقام؟
معامله با خدا تنها معامله ای در دنیاست که برنده اصلیش انسان است و خدا هم چنین میخواهد...!
از شهدا استدعا داریم واسطه ای بشوند بین ما و خدا ؛ شاید ما هم مثل شهدا رستگار شدیم.

در روزهای ابتدایی ماه مبارک رمضان قسمت دوم زندگی نامه شهید یوسف فدایی نژاد را برای شما همراهان عزیز بیان می کنیم و ان شاءالله خود ما نیز ادامه دهنده راهشان باشیم.


دعای خیر پدر و مادر ...

       توی این دوره زمونه که پدرها و مادر ها کم اهمیت شدن باید گفت : آقا یوسف چه در زمان حیات جسمانی و چه در رسیدن به آرزوی خودش یعنی شهادت ؛ همه این پیشرفت ها و درجات رو مدیون زحمات و دعاهای پدر و مادرشون بودند .
پدر و مادر شهید همواره و مصمم تلاش می کردند محیط خوبی رو برای آقا یوسف و بقیه ی بچه هاشون فراهم کنن و البته نتیجه زحماتشون رو هم گرفتن .
     مادرشهید خیلی زحمت کشیدند و از همون دوران بچگی سعی می کردند قرآن خوندن رو به همه بچه ها یاد بدن ولی شهید فدائی نژاد از همان دورانی کودکی خیلی پیگیرتر بود ...
     شهید فدائی نژاد وقتی از ماموریت برمی گشتن خونه از جلو در به پدرشون میگفتن سلام پدر شهید. شهید خیلی به دست بوسی پدر و مادر میرفت. مادر و پدر از این کار ناراحت میشدن. بهش میگفتن تو یه قاری قرآن هستی. میگفت: همون قرآن بهم دستور داده که به شما احترام بگذارم. بعد از هر عملیاتی زنگ کوتاهی به خانواده میزد.

       شهید یوسف فدائی نژاد تو یکی از عملیات ها شرکت نکرده بود به خاطر روز مادر که اومده بود خونه وقتی بعد از اون عملیات خبر شهادت دوستاشو بهش رسوندن خیلی ناراحت شد و می گفت که دیگه موقعیت شهادت برام پیش نمیاد. اما دعای خیر پدر و مادر او رو به قافله شهادت رسوند.



     همینجا باید مطلبی رو در مورد کسانی که دوست دارن وارد یگان صابرین بشن عرض می کنیم : همین شهید فدایی نژاد یکی از بهترین الگوهاست ؛ دعای خیر مادر و پدر بود که یوسف رو به اینجا رسوند و کسی که اسرار برای پاسدار شدن یا ورود به صابرین داره باید تلاش کنه به هر نحوی هست دل مادر و پدرش رو بدست بیاره تا دعای خیر ایشون باعث باز شدن درهای بسته براش بشه...


حلال و حرام !
 
    خاطره ای رو برادر شهید تعریف می کنند در مورد توجه شدید آقا یوسف به حلال و حرام:
کم سن که بودیم همیشه باهم اینور اونور میرفتیم ، حتی یکبار هم یادم نمیاد که از مسیری بریم و آقا یوسف از درخت های خونه ی همسایه ها که میوه هاشون به سمت حاشیه کوچه و خیابون متمایل شده باشه ؛ حتی یک دونه انگور یا یه دونه پرتقال هم چیده باشه.
    بعضی وقتها من دنبال بچه های کوچه میدویدم و می گفتم : آخ جون بریم میوه بخوریم ولی ایشون جلومونو می گرفت و بهم می گفت: وایسا عزیز ، داداش جون نگاه کن ! اینا مال مردمه ... تو میدونی این آقا راضی هست یا نه؟ . . .
خیلی هم مودبانه و مثل یک مرد باهام صحبت میکرد با این که سن کمی داشت.
می گفت کار خوبی نیست حرامه، حرام میدونی یعنی چی؟ یعنی اون آقا راضی نیست و خدا هم به همین دلیل راضی نیست!
این اخلاق یوسف هم البته حاصل زحماتی بود که پدر و مادر برای ایشون کشیده بودن.


تقرّب به مقام عبودیت ...

    برخی خصلت ها رو شهید فدائی نژاد برای قرب الی الله توی زندگیشون عملی کردن که بیان آن برای ما درس آموز هست .
اول اینکه آقا یوسف با این که به سن بلوغ نرسیده بود همواره تلاش می کرد غسل جمعه اش ترک نشود، با این که امکاناتی مثل آبگرمکن نداشتیم ، غسل جمعه رو حتماً انجام میداد و تلاش می کرد بر اساس روایت معصوم (کسی که 40 جمعه غسل جمعه را انجام دهد ، بعد از مرگ بدنش پوسیده نمی شود) عمل کند.

دوماً ایشون همیشه دائم الوضو بودن و حتی از جهت احتیاط قبل از هر کاری وضوی مجدد می گرفتند.

سوم اینکه قبل از سفر و زیارت همیشه غسل می کرد و در کنار هر غسلی ، غسل شهادت رو هم انجام میدادند.

چهارماً شهید بعد از نماز صبح همیشه زیارت عاشورا و سوره یاسین رو میخوند.


پنجم این نکته که همیشه دائما صلوات میفرستاد . و وقتی تنها بود به سجده میرفت و با تسبیح هزار دونه صلوات میفرستاد. حتی توی هوای گرم و پر دم شمال با عبا تا خود صبح صلوات میفرستاد. همیشه سعی داشت با نفسش مجادله کنه. تو همه جای زندگیش اکثرا نوشته صلوات. صلوات رو سر لوحه همه کاراش قرار داده بود.

ششم اینکه بر اساس زندگی پیامبر عمل می کرد و همیشه صورتش با تبسم یا لبخند همراه بود.

    شهید همیشه از مادرش درخواست دعای ویژه داشت و می گفت : مادر برام دو تا دعا بکن : یکی این که چشمهام پاک باشه و آقا امام زمان (عج) رو ببینم و دوم هم اینکه شهادت رو خدا نصیبم کنه ...

     نتیجه متخلق شدن به خلق احسن و الهی هم این بود که خدا یوسف خودش رو بار دیگر برای ماموریت مهمی انتخاب کرد ! برادر شهید (جواد آقا) از بدو ورود آقا یوسف به یگان صابرین خیلی تلاش کرد تا برای اینکه آقا یوسف از مادر و پدر دور نباشه به سپاه گیلان بیاد ولی هر چه کرد نشد !


     در همین موضوع اتفاق عجیب دیگر هم این بود که دو نفر دیگه انتقالیشون جور شد ولی انتقالی شهید فدایی نژاد مدام به مشکل می خورد ؛ شهید فدایی هم به برادرشون گفتند : حتما خیری هست توی موندنم ! من چه میدونم حکمت خدا چیه؟ با این حال حتی اگه جور بشه بیام گیلان هم نمیام!
انگار بهشون الهام شده بود که آخر این راه رسیدن به آرزویش یعنی شهادت است!!!

     آقا یوسف به تحصیل درس حوزه علمیه هم علاقه بسیاری داشت و اینگونه شد که دیگه یک پاش تهران بود و یکپاش قم ، ایشون بصورت پاره وقت به حوزه می رفت و درس حوزه میخوند و اکثراً پنج شنبه و جمعه ها قم بود.


اُنس با امام زاده ابراهیم (ع)

    پدر شهید می فرمودند: یوسف شبها تا صبح
میرفت امامزاده ابراهیم (ع) سراوان درد و دل می کرد.
 ذکر می گفت.

با اونجا انسی پیدا کرده بود ...

    مادر شهید هم می فرمودند: چند باری که با هم رفتیم امام زاده ابراهیم (ع) تو قطعه گلزار شهدا که وارد میشدیم یوسف بهم میگفت: مادر من با این شهدا دوست شدم. اینها دوستان من هستن.
لطفاً من رو هم اینجا خاکسپاری کنید!
حتی جای مزارش رو هم بهم نشون داده بود  !!!
    برادر شهید هم میگفت: وقتی با هم میرفتیم مزار شهدای امام زاده دستش رو میذاشت روی سینش و زیارت رو که میخوند ، با اون یکی دستش جایی رو بهم نشون میداد ! جای خودش رو !  و به اون سمت سلام می داد !



روحیه بالا
... یوسف زهرا (س)

 
      یه خاطره جالب از شهید اینکه شهید فدایی توی پیاده روی ها بیسیم رو می گرفت و وقتی که نیازی به ارتباطات رادیویی نبود دستشو روی شاسی نگه میداشت و می گفت: ...آقا خط دیگه اشغاله و خطو به کسی نمیدم ! و شروع میکرد به مداحی ...
البته بچه ها هم همراهی میکردن و اکثرا می گفتن یوسف مثل بمب روحیه بود بین ما  . همکارای شهید میگفتن : یوسف بعضی مواقع روزی یک ساعت برای ما روضه حضرت زهرا (س) میخوند و همین شد که بچه ها این اواخر به شهید فدائی نژاد می گفتن یوسف زهرا!


و چه اسم با مسمایی بود !
 
هم با مسما هم مرتبط !


چندین نفر از همکاران شهید فدائی نژاد هم این مطلب عجیب رو مطرح کردند ! اونا گفتند :

    یه شب قبل شهادت یوسف ما توی آسایشگاه نشسته بودیم . شهید خواب بود ، از خواب بیدار شد و گفت : بچه ها فردا توی سنگر یک گلوله میاد که فقط با من کار داره!
ما خندیدیم و اگه دوروغ نگیم یکم شهیدو مسخره کردیم!
اما شهید خیلی جدّی گفت : فردا یک خمپاره میاد تو سنگر و بین شما فقط من شهید میشم!
   ما با حالتی ناباورانه یکم سربه سرش گذاشتم و گفتیم : باز تو هوایی شدی؟ ولی شهید باز جدی و محکم گفت : کسی اگه دوست داره از این دنیا بره فردا کنار من بشینه ...!


    روز فرداش همه چیز عادی بود ! ما تیر میزدیم ! پژاک تیر میزد ! همه چیز مثل همیشه بود که صدای خمپاره ای که از صبح بصورت نامنظم میزد به نزدیکی یکی از سنگرا خورد ....
ناگهان یکی داد زد !
امدادگر ! امدادگر ! برانکارد ! برانکارد بیارید !
...
تاگفتن یوسف شهید شده ! نشستیم رو زمین و ناباورانه به سرمون زدیم! راست گفته بود! وااااای خدایا! ....
....

وقتی شهید فدائی نژاد شهید شد بچه ها دیدن بدنش از ناحیه چپ بشدت آسیب دیده .

 سر و    صورتو     گردنو      بازو   ...     یازهرا (سلام الله علیها)
 
آقا یوسف بعد از برخورد ترکش های خمپاره کنار سنگر افتاد و ازش بشدت داشت خون می رفت .
ایشون رو  روی برانکارد گذاشتن و
تو همون حال در نفس آخر  3 بار گفت یازهرا یازهرا یازهرا .. _______


واین بود که اسم پر مسمای یوسف زهرا (س) زیبنده یوسف فدائی نژاد شد.
یوسفی که فدایی رهبرش بود.

و البته این حق آقا یوسف بود...

=====================

شادی روح همه شهدا صلوات


تهیه و تنظیم: گروه کمال

 

یوسف فدایی رهبر قسمت 1

بانام خدا

سلام عرض می کنیم خدمت خوانندگان محترم وبگاه شهدای صابرین و از همه شما عزیزان در این ماه عزیز تقاضای دعای خیر داریم.

مقدمه
در آستانه تحرکات اخیر اسرائیل و آمریکا در منطقه غرب آسیا بویژه ترکیه ، عراق و سوریه می خواهیم مروری داشته باشیم بر نهضت مقاومت و حقانیت بیداری اسلامی.
ما نباید فراموش کنیم که آمریکا بر اساس برنامه نظم نوین جهانی و کنترل دنیا در جهت منافع لابی صهیونیستی ، منافع خود را ترسیم می نماید ؛ و یکی از راه های کنترل کشورهای مختلف دنیا ، اطلاع از بینش ها و نگرش های رده های مختلف یک ملت است.
وقتی آنها بدانند مسئولین ارشد یک کشور چه فکر می کنند و رابطه آنها با دیگر مسئولین و مردم چگونه هست ، وقتی افکار عمومی یک ملت را بررسی کنند ، وقتی فرهنگ اقوام مختلف یک کشور را بدانند ، وقتی از ظرفیت های مردم آن کشور اطلاع پیدا کنند ، وقتی بدانند یک کشور چه امکانات و منابع طبیعی ، جغرافیایی و ژئوپلوتیکی دارد ، وقتی بدانند با سیاست های خود و تبلیغات هدفمند رسانه می توانند افکار آن کشور ها را کنترل نمایند ، وقتی بدانند چگونه می توان از اختلاف دیدگاه های دینی یک ملت مقدمه سازی برای اخذ منافع آن کشور و دیگر کشورهای هدف نمایند ؛ آن وقت است که کشور مورد هدف آمریکایی ها همچون خمیر تحت کنترل آنها قرار می گیرد.

اتفاقات اخیر غزه ، لبنان ، سوریه و عراق همه در نتیجه هدف بزرگتری برای رسیدن به این نکته است که اسلام و اعتقادات مسلمانان ضعیف شود تا در نتیجه نفوذ صهیونیسم بین الملل در فرهنگ و عقاید اسلامی ؛ آمادگی جهت ورود عظیم کشورهای بیگانه در منطقه غرب آسیا (خاورمیانه) به جهت چپاول منابع و فراهم آوردن منطقه امن برای اسرائیل و اروپا گردد.

سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی بویژه یگان ویژه صابرین که یک یگان واکنش سریع در سطح نیروهای مسلح ایران می باشد ؛ از سال های بسیار دور آمادگی مقابله با هر حرکت خصمانه ای را به تمامیت عرضی جمهوری اسلامی ایران کسب نموده است و درصورت حمله کشورهای غربی و رژیم صهیونسیتی (بویژه تحرک های بی فکرانه برخی همسایگان !) ، ایران در ثانیه های اولیه (و نه در دقایق اولیه) پاسخ بسیار قاطع و محکمی به تهدیدات خواهد داد.


لازم به ذکر است دکتر دفاعی ایران و سناریوی های جنگی بر علیه کشورمان به نحوی ترسیم شده است تا ایران بتواند درصورتی که همه کشورها و همه همسایگان ایران بصورت مستقیم و یا غیر مستقیم (با کمک آمریکا و اروپا و اسرائیل و یا ماجراجویی مجدد یک کشور همسایه) قصد برهم زدن آرامش ایران را داشته باشند ؛ با قدرت و به روش خودش برخورد کند!

 
===================
یوسف فدایی نژاد قسمت اول :

===================

در این قسمت یاد می کنیم از شهید بزرگوار یوسف فدائی نژاد ، تک تیرانداز خبره یگان ویژه صابرین که سلاحش هنوز در دست نیروهای صابرین تنظیف ، روغن کاری و آماده به کار می باشد ... !

در این رابطه مصاحبه ای داشتیم با برادر عزیز و بزرگوار آقا یوسف که امیدواریم ما نویسندگان این متن خود عامل به آن باشیم تا در روز قیامت شرمنده این شهید والا مقام نباشیم ...
 ان شاء الله



ادامه مطلب

شهادت هنر مردان خداست.

درباره سایت
آخرین عناوین
امکانات سایت